السيد محمد حسين الطهراني
57
معاد شناسى (فارسى)
إشرافى كه پيدا مىنمود با تو به سخن مىپرداخت ، بطورى كه چنين مىنمود كه گويا تو در زير او قرار گرفتهاى . و من با خود گفتم : اين حجّت خداست در روى زمين و بر تمام افراد مردم ، و صاحب اين امر و مقام ولايت است كه مقتدى و پيشواى مردم بوده و بايد همه به او اقتدا كنند ؛ و امّا آن ديگرى با مردم به جور و ستم رفتار مىكند و فرزندان پيامبران را به قتل مىرساند و خونهاى بى گناهان را كه خدا دوست ندارد به روى زمين ميريزد . و با اين حال او با موكب و با جلال و عظمت حركت مىنمود ، و تو روى الاغى سوار بودى ! از اين منظره شكّى در دل من وارد شد ، بطورى كه من بر دين خودم و بر نفس خودم ترسيدم . حضرت فرمودند : من به آن شخص گفتم : اگر تو آن صفوف فرشتگان الهى را كه در گرداگرد من حركت ميكردند ميديدى ! و آن ملائكهاى را كه در اطراف من بودند ، در جلوى من و در پشت سر من و از طرف راست من و از طرف چپ من ، مىنگريستى ، هر آينه منصور را با آن عظمت بسيار حقير و كوچك مىشمردى ! و آن موكب و اسب تازان را كه با آن كيفيّت همراه او بودند نيز كوچك و حقير مىشمردى ! آن مرد گفت : اينك دل من آرام گرفت . و سپس گفت : دولت اين دسته تا به كى به طول مىانجامد و مردم چه وقت از دست اينها راحت ميشوند ؟ من گفتم : آيا نميدانى كه هر چيزى يك مدّت و زمان خاصّى